سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
نزد ابلیس مرگ هیچ یک از مؤمنان، از مرگ فقیه محبوب تر نیست . [امام صادق علیه السلام]

نگاررررررررر

ارسال‌کننده : رضا شاعری در : 92/8/19 12:43 عصر

 

 

دیشب مادرم گفت:

 

تو از دیروز فرورفته‌ای

 

در کلمه‌ای انگار

 

در عین

 

در شین

 

در قاف

 

در نقطه‌ها...(مستور)

 




کلمات کلیدی :

امسال بیا خودت سیه پوشم کن

ارسال‌کننده : رضا شاعری در : 92/8/15 4:9 عصر

از دوست گرامی علی اکبر فرهنگیان

من چشمه خشکیده،توخودجوشم کن

توروضه بخوان زگریه بیهوشم کن


مانند دوچشم اشکبارت آقا

امسال بیا خودت سیه پوشم کن




کلمات کلیدی :

روستای پدری من حسن آباد سادات

ارسال‌کننده : رضا شاعری در : 92/8/10 11:19 صبح

 

روستای حسن آباد سادات

رضا شاعری




کلمات کلیدی :

پدر شهید شاعری

ارسال‌کننده : رضا شاعری در : 92/8/10 2:8 صبح

پدر شهبد شاعری

 این هم در 20سالگی

مرحوم شاعری

 

 




کلمات کلیدی :

بابای صهبا ،روستای سرسبز لرگان ذر کجور مازندران

ارسال‌کننده : رضا شاعری در : 92/8/10 2:5 صبح

رضا شاعری




کلمات کلیدی :

بازم صهبا خانم

ارسال‌کننده : رضا شاعری در : 92/8/10 1:48 صبح

یا رب الحسین....

این یادداشت رو تازه نوشتم.20 روز قبل محرم و  قرار بود شب اول محرم بزارم تو وبلاگم ولی به دلایلی موند واسه امشب.چند وقتی که نیومدم وب رو ببخشید/محرم می آید/ از بچگی یاد گرفتم محرم که می شه برم تو هییت  گم شم......

موبایلم زنگ می خورد

-سلام بابایی صهبا کجایی؟

- سلام طرفای انقلاب

-اونجا چیکار میکنی ؟

اومدم پی کتابای چاپ شده.

- هیچی زنگ زدم بگم محرم نزدیکه پرچم ((یا اباعبدالله))مون رنگ و روش رفته اگه گذرت طرفای مهستان افتاد سر بازار از این پرچم فروشا یه دونه خوش نقششو بگیری بزنیم سر در خونه.....

دلم می لرزد ....

 چنگ می خورد....

یاد آش نذری سیدخانم می افتم و آنهمه تجربه قشنگ....

 هرسال تاسوعاچ زود  گذشت ....

یادم می آید برای نذری هیت منتظران یک وانت سبزی را توی حیاط خانه یمان مادرم همراه همسایه هایمان پاک کردند و قتی تمام شد چه لذتی داشت نوکری برای عاشقان ارباب

پرچم ((یا اباعبدالله))برای سردر که می گیرم چشمم به سربندهای رنگارنگ می افتد : یا حسین.... یا علی اکبر .... یا زهرا....

یک لباس((یا علی اصغر علیه السلام ))سبز هم  باید بگیرم به نیت عزادار کوچولویمان ((صهبا ))....

بغضم سنگین تر شده ...

کلید را می اندازم و پله ها را یکی دوتا بالا می روم دوباره کلید می اندازم و بی صدا وارد می شوم ....

....لقد عظمت الرزیه و جلت و عظمت المصیبه.....

صدایی مادرانه می خواند وهق هقی زلال خانه را معطر کرده ...

((صهبای من)) سکوت کرده و -گیرم با پلکهای بسته - جرعه جرعه اولین عاشورای زندگی اش را می نوشد .....

بغضم می ترکد...

 اشک واقعی را باید سر آستین ریخت نه توی این دستمالهای مزخرف....

آرام گریه میکنم که عاشورا قطع نشود ....

اللهم لک الحمد حمد الشاکرین....

این روزها میفهمم معنی شیرینی و لذت دختر دار بودن را. شیرین می خندد شیرین گریه میکن. شیطنت هایش شیرین است

 

آقا !

محرم امسال  یه عزادار کوچولو  به جمع میلیونی عاشقانت اضافه شد....

 نمی دونم چه دعایی  در حقش بکنم

فقط همیشه هواشو داشته باش.....

 

صهبا شاعری




کلمات کلیدی :

صهبا 14مهر 1392

ارسال‌کننده : رضا شاعری در : 92/8/10 1:46 صبح

همه چی خوبه فقط دلتنگم

آخه هیچی مثل دلتنگی نیست

دوتا دریاچه تو چشماته ولی ...

هیچ دریاچه ای این رنگی نیست

sahba shaeri

 

نبینم روی ابروت خم بیاری

نبینم غصه باشه کم بیاری

یعنی میشه من اون روزو ببینم ؟

توچایی دم کنی واسم بیاری ؟




کلمات کلیدی :

   1   2      >
قالب وبلاگ | قالب
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ