سفارش تبلیغ
صبا
برترین پارسایى نهفتن پارسایى است . [نهج البلاغه]

پس همانگونه که آغاز کردیم به پایان می بریم

ارسال‌کننده : رضا شاعری در : 91/11/14 7:40 عصر

امروز به جهانیان می‌گوییم این امام عظیم، نوه? پیامبر خدا و این دین پیامبر خداست. حسین، کربلا، اهل بیت، صحابه و امت این پیامبر هر چه دارند از این پیامبر عظیم، محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ است. پس به هیچ وجه هیچ کس خیال نکند، در عرصه? این پیکار امکان تساهل یا گذشت هست.

پس‌‌ همان گونه که آغاز کردیم، به پایان می‌بریم:

ای پیامبر خدا… جان و خونم… پدر و مادرم… خانواده و فرزندانم… و همه? اموالم… و هر چه خدا مرا از آن بهره‌مند ساخته… فدای کرامت تو… و آبرو و شرافت تو… خون‌های ما… جان‌های ما… فرزندان ما… زندگی ما… بی‌ارزش است در برابر… کرامت پیامبر خدا… آبروی پیامبر خدا… شرافت پیامبر خدا… و خدا شاهد آن‌چه می‌گوییم است… و خون‌های شهدایمان شهادت می‌دهند… و زخم‌های جانبازانمان شهادت می‌دهند… و خانه‌های ویرانمان شهادت می‌دهند… تا آخرین قطره? خونمان… سکوت نخواهیم کرد… در برابر توهین به پیامبرمان… و فریادمان خروشان خواهد ماند… «لبیک یا رسول الله»... .

این جملات، جملات پایانی سید حسن نصرالله در راهپیمایی لبنانی‌ها در اعتراض به ساخت فیلم توهین آمیز ضد اسلامی در آمریکاست؛ جملاتی که نشان دهنده روح یگانگی مسلمانان در مسأله‌ای همچون اهانت به رسول خداست. در زمانی که در برخی از کشورهای عربی، القاعده و طرفداران القاعده با خشونت و قتل و عام در زمین غرب بازی می‌کنند و اسلام را آنگونه که غرب می‌خواهد به دنیا معرفی می‌کند، سید حسن نصرالله فرصت مغتنمی است. کسی که اهانت به رسول رحمت را برنمی‌تابد و این فرصت را زمینه‌ای برای اتحاد همه مسلمانان می‌داند و چنان حماسی غیرت خود را بر دین و رسول خدا نشان می‌دهد که تردیدی برای طرف مقابل باقی نمی‌گذارد که باید سر در جیب خاموشی فرو برد.

سید حسن نصرالله و مردم لبنان در اعتراض به جسارت آمریکایی‌ها، احساسات اصیل مسلمانانی را نشان می‌دهند که رسول خدا و رسالتش را تکمیل کننده مکارم اخلاق می‌دانند و پیوند وفای خود با رسول خدا و رسالتش را با زبان احساسی بیان می‌کنند که روح انسان‌های آزاده را به جنب و جوش وامی‌دارد؛ این صدا، صدای اعتراض خاموش نشده است. این فریاد، فریادی است که خاموش شدنی نیست.

ای پیامبر خدا… جان و خونم… پدر و مادرم… خانواده و فرزندانم… و همه? اموالم… و هر چه خدا مرا از آن بهره‌مند ساخته… فدای کرامت تو… و آبرو و شرافت تو… خون‌های ما… جان‌های ما… فرزندان ما… زندگی ما… بی‌ارزش است در برابر… کرامت پیامبر خدا… آبروی پیامبر خدا… شرافت پیامبر خدا… و خدا شاهد آن‌چه می‌گوییم است… و خون‌های شهدایمان شهادت می‌دهند… و زخم‌های جانبازانمان شهادت می‌دهند… و خانه‌های ویرانمان شهادت می‌دهند… تا آخرین قطره? خونمان… سکوت نخواهیم کرد… در برابر توهین به پیامبرمان… و فریادمان خروشان خواهد ماند… «لبیک یا رسول الله»....

دانلود سخنرانی حماسی سید حسن نصرالله (12 مگابایت)




کلمات کلیدی :

بعد از تو

ارسال‌کننده : رضا شاعری در : 91/11/7 5:45 عصر

بعد از تو

زندگی

چه لفظ مبتذلی بود

برای کوفه..


پ.ن: عرفان خونین شیعی با چله نشینی از محرم آغاز می شود..




کلمات کلیدی :

آوار جهان روی سرم ریخت پدر وقتی خبر مرگ تو را آورند..!

ارسال‌کننده : رضا شاعری در : 91/11/3 1:4 عصر

نمی دونم چه جوری بگم، نمی دونم اصلا میشه گفت:...!!!!!!

الان 10ساله که شب های محرم یه حال و هوای دیگه ای دارم  انگار روضه ی حضرت رقیه(س) برام یه نمک تازه ای  داشت..

قبلترش وقتی روضه حضرت عباس میشنیدم . ...

10سال پیش شروع شد. ..

10سال پیش یه دوست شاعری داشتم که البته الان هم هست ... هر روز خاطراتشو با همسرش رو تو سرر سیدش مینوشت

روزی که پدرم فوت شد تو سر رسیدش رو فوت بابای من نوشت

امروز رضا مرد خونشون شد

و تو نشریه دیواری کانون بزرگ برام مطلب نوشت با همین تیتر و سه نقطه

امروز رضا مرد خونشون شد ...

چیزی نشد که شام عاشورا مثه بی بی  شدم، انگار خواستن از اون به بعد یه جور دیگه تو روضه ها مهمونم کنن خواستن روضشونو جور دیگه ای درک کنم....

10سال پیش تو این روزها امضا شده بود که مثل بچه های اباعبدااله یتیم بشم ...و4بهمن وعده الهی انجام شد ...... آه بمیرم برایت زینب!

خیلی سخته پرپر زدن عزیزت رو جلو چشمت ببینی...!اما روحی للک الفداک یا زینب!

ولی پدر خوشا به احوالت که اون ور چند نفر بودن که منتظرت باشن ... میدونم که انشالله عاقبت بخیر شدی ... هرسال محرم یا تو روضه های اباعبدالله بیادتم .. . یاد اشک هایی که برا ارباب میرختی و من از تو یاد گرفتم که باید محب باشم محب آل الله. ..

و بدا به حال من..........

که حالا با این همه سال خاطره ی زیر خاک رفته...

حالا منم و کوله باری از درد، کوله باری از خستگی، کوله باری از روزهایی که بدون تو تو گذشتند و سوختم وساختم . ..

پدر رضا هم شکست، صدایش را نشنیدی؟

در روز دهم تبل عزا آوردند

یک داغ زجنس کربلا آوردند

آوار جهان روی سرم ریخت پدر

وقتی خبر مرگ تو را آورند..!

 

واشعاری که با خواندنشان گریه کردم ..

ای مرد ای مسافر ماتم سفر بخیر

ای غصه ات همیشه مجسم سفر بخیر

همپای اشک راهی کرببلا شدی

ای مرد روضه های محرم سفر بخیر

"محسن ناصحی"

 

کنار زائرش لبیک گفتی

تو با هر ذاکرش لبیک گفتی

صدایش را که عاشورا شنیدی

به «هل من ناصرش» لبیک گفتی..

و اینها را گفتم که:

لا یوم کیومک یا اباعبدالله

این آخری یعنی که تو جواد دادشو رو به قربانگاه فرستادی ....

یعنی پاسخ به هل من ناصر ینصرنی ...

امسال هم قرار بود، فقط یک سال پیر تر شوم

افسوس!

هزار سال پیرتر شدم..!

 

پدر شهید شاعری

اگر خیرتان رسید

برای شادی روح پدرم یک صلوات بفرستید ...

دلم برایش تنگ است..

فردا سالگردشه ..




کلمات کلیدی :

قالب وبلاگ | قالب
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ