سفارش تبلیغ
صبا ویژن
آن که نخست دست به ستم گشاید فردا پشت دست خاید . [نهج البلاغه]

مردها فرزندان شان را دوست می دارند، دخترهایشان را بیشتر

ارسال‌کننده : رضا شاعری در : 98/11/9 1:13 عصر

باذن الله...

مردها فرزندان شان را دوست می دارند، دخترهایشان را بیشتر

برای حاج حسینی که دوستش می داریم
 
پرده اول
 
اولین بار با مینی بوس پدرِ اکبر برای شرکت در مراسم شهادت حضرت رقیه(س) به منزلشان رفتیم. درست خاطرم نیست اما به گمانم سال 79 بود. یک سال بعدش رفتیم مشهد ایشان هم بود، گرمای محبتش را دوست داشتم. جای بچه سومش می شدم و راستش مهارتش را هم نداشتم که با او سر حرف را باز کنم. اما هُرم محبتش مرا به خودش جذب و اعتماد به نفسم را تقویت کرد. پرسیدم شما اهل کجایید حاج آقا؟ گفت اصفهان. رفتی؟ گفتم: نه! خب مرد با تجربه ای بود و طبعا منِ 14 ساله چیز قابل ارائه ای در مقابلش نداشتم که بگویم. می دانستم که کارش در بازاره میوه و تره بار است. گفتم ما هم باغ میوه داریم یعنی آقام داره؛ و ادامه گفت و گو...

 گفت که از نوجوانی آمده تهران و سالهای دور توی میدان تره بار سابق که در میدان رازی بوده کار می کرده. زحمت کشیده بود با نان حلال و همت فراوان خودش را کشیده بالا و در میدان تره بار سری توی سرها در آورده بود. انقدر فن بیانش قوی بود که فکر می کردم الان دارم با یک استاد دانشگاه صحبت می کنم، اما بعدتر که عقلم بیشتر رسید، فهمیدم که این دانشگاه زندگی و زیست مومنانه است که محبت آدم ها را در دل مومنین می اندازد. بقیه اش بازی دنیاست که اگر از آن خوب بهره نبری کلاهت پس معرکه است. برای همین است که در حدیثی حضرت امیر(ع) می‌فرمایند:?با مردم چنان معاشرت کنید که اگر فوت کردید بر شما بگریند و اگر زنده ماندید به شما مهربانی ورزند.?
 
پرده دوم
 
هر وقت یاد حاج حسین از خاطرم می گذرد، یاد کلیدواژه های خاص و مهربانانه در کلامش می افتم. ?سلام باباجون سلام قربونت برم.? یاد سوالی که هر بار از تعداد نفرات دفترچه بسیج اقتصادی می پرسید، ?سلام باباجون خب بگو ببینم این دفترچه بسیج اقتصادیت چند نفره شد؟ البته الان اسمش عوض شده شما جوونها چی می گید؟? بعد هم بلافاصله پس از پرسش خودش می گفت: ?آهان همین یارانه! خب شوما باید نسل شیعه زیاد کنید دیگه باباجان.?

پرده سوم
شنبه این هفته شنبه تلخی بود برای من و بسیاری از دوستانم که زیر بیرق سیدالشهداجان(ع) قد کشیدیم. خبر این بود که حاج حسین طاهری مرد مهربان و دوست داشتنی و پیرغلام اهل بیت(ع) فوت شد. انقدر تلخ و شوک آور بود که...

اساتید ما در روزنامه نگاری تاکید داشتند که اگر خواستید کسی را در گزارش و یادداشت تان معرفی کنید، به او صفت نسبت ندهید، نشان بدهید که چرا خوب بوده، چرا بد بوده، این چرایی را نشان بدهید..

من در همین ابتدای متن حاج حسین را مردی دوست داشتنی معرفی کردم به نظرم همه کسانی که  او را دیده و می شناسند، بر اینکه او مردی خوش مشرب و خوش محضر بوده متفق القولند.

این توانمندی ارتباط برقرار کردن از نوزاد تا پیرمرد 70 ساله را چند جا دیده اید؟ چند جا سراغ دارید؟ و اگر دیده اید واقعا چقدر لذت برده اید؟
 
پرده چهارم
دو روز از آن ساعتی که برای آخرین بار چشمان کم جانت را به این جهان باز کردی گذشته است، یک روز از صبحی که شما را در بهشت زهرا(س) زیر مشتی از خاک پنهان کردیم و نداشتنت را در جمع مان پیدا کردیم، گذشته... حالا شما زیر خاک فرسوده می شوی و خانواده و دوستانت بر روی خاک.
هنوز منتظر پیامک های اول صبح شما هستم و پیام هایی که با جهان بینی توحیدی و ولایی گزینش شده در مجازآباد می فرستادی. راستی علاقه مند به امام و رهبری بودن هم وقتی در تشکیلات دولتی خاصی نباشی به نظرم رنگ و بو و خلوص بهتری دارد. عکس پروفایل تلگرامت هم همین را می گوید. امیدوارم که با امام شهیدان محشور شوی خادم با صفای سیدالشهداجان(ع)...

راستش اگر عمری باشد تابستان آینده برای فروش خرده محصولی دیگر نیستی تا تماس بگیرم و با صدای گیرایت بگویی آره باباجان زنگ بزن برو میدون، ابراهیم دم حجره ست...

هنوزم به این امید داریم با آن چشم ها و کلام نشاط آور که مرگ را به سخره گرفته بودی بیدار شوی، کاش می شد از این خواب بیدار شوی کاش می شد.. که فرمود «سلام علی یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیا»
 
کلام آخر
دامنه اخلاق گسترده است، اما به نظرم اخلاق در قالب ذهنی ما، در میان افراد جامعه ما بیشتر به همین تند خویی و خوش خلقی محدود می شود. می خواهم به این مسئله اشاره کنم که اگر به همین دایره ذهنی محدود شده هم بخواهیم بنگریم، بسیاری از ما با وجود آگاهی به این مطلب تلاشی برای اصلاح رفتارمان، رفتاری که برآیند آن تبلور بیشتری از مهربانی باشد، نمی کنیم. مهربانی ای که بیشتر در اتمسفر توزیع شود و حال بقیه را خوب تر کند؛ واقعا ما چقدر برای این مسئله زحمت کشیده ایم؟
***
هر کس مرا بشناسد از محبتم به خانواده محمدیها خاصه اصغر و همسر بزرگوارش می‌داند. این وجیزه را نوشتم تا به یادگار بماند، خواستم بگویم هفده سال است که روز پنجم بهمن برایم تلخ گذشته غم سترگ فوت پدرم هنوز بر شانه هایم سنگینی می کند. جواد داداش در وصیت نامه اش برای پدرم نوشته بود گرچه جنگ بین من و شما فاصله مکانی و زمانی ایجاد کرده، اما این قرب معنوی میان من و شما تا ابد باقی است. با همین تجربه از زندگی، و خبر فوت پدر خانواده طاهری که در سالگرد پدرم به رحمت خدا رفت.
می دانم که این ارتباط معنوی و محبت پدر فرزندی با فوت این پدر عزیز به پایان نرسیده و از این پس نیز این قرب معنوی برای خانواده طاهری ادامه خواهد داشت. راستی که مردها فرزندانشان را دوست دارند، دخترهایشان را بیشتر...

رضا شاعری




کلمات کلیدی :

قالب وبلاگ | قالب
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ